خبرگزاری حوزه | نیاز جامعه به حکومت، از ضروریات زندگی اجتماعی بشر است. قرآن کریم از تشکیل حکومت بهوسیله انبیای الهی در آیاتی خبر داده است؛ از جمله حکومت آل ابراهیم:
﴿فَقَدْ آتَیْنَا آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَآتَیْنَاهُمْ مُلْکًا عَظِیمًا﴾ (نساء / ۵۴)،
داوود: ﴿وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ وَالْحِکْمَةَ﴾ (بقره / ۲۵۱)،
سلیمان: ﴿وَهَبْ لِی مُلْکًا﴾ (ص / ۳۵ـ۳۶)،
یوسف: ﴿وَکَذَلِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ﴾ (یوسف / ۵۶)،
و طالوت: ﴿إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا﴾ (بقره / ۲۴۷).
رسول خدا؟ص؟ به عنوان اسوه حسنه، پس از هجرت به یثرب، حکومت تشکیل داد. این امر، مورد اتفاق شیعه و سنی است؛ لکن اهل سنت، امر خلافت را بشری دانسته و به تئوری خلافت معتقدند که در سه مرحله ادامه یافت: دوره خلافت امویان تا سال ۱۳۲ هـ.ق، عباسیان تا سال ۶۵۶ هـ.ق، و سپس خلافت عثمانی تا سال ۱۹۲۴ میلادی.
دیدگاه شیعه، تئوری امامت است که مرحله نخست آن، یعنی امامت بالاصاله، تا سال ۲۶۰ ادامه داشت و امامان شیعه، مدعی حق حکومت بودند. مرحله بعدی آن، امامت بالنیابه نامیده میشود.
هدف حکومت، اجرای دین اسلام، بهویژه جنبه اجتماعی و عمومی دین است. بخش عظیمی از قوانین اسلام، برنامههای سیاسی و اجتماعی است که جز از رهگذر تشکیل حکومت اسلامی، قابل اجرا نیست. این احکام و قوانین الهی، دائمیاند و اختصاص به زمان حضور معصوم ندارند؛ بلکه اجرای احکام در زمان غیبت نیز لازم است. هر فرد یا گروهی که از غیر طریق امامت بالاصاله یا بالنیابه حکمرانی کند، بر اساس متون شیعی، طاغوت شمرده میشود. از این رو، نکات زیر از متون دینی قابل اصطیاد است:
یکم: تشکیل حکومت پس از رحلت پیامبر؟ص؟ و در عصر غیبت، از دیدگاه شیعه، مبحثی کلامی ـ فقهی است؛ زیرا حکومت از شئون امامت شیعی است و فقهای برجسته شیعه در دوره غیبت، حق حکومت را در انحصار فقها میدانسته و با تعابیری از نیابت فقها سخن گفتهاند؛ مانند شیخ مفید، ابوالصلاح حلبی، ابن ادریس، شهید ثانی، محقق کرکی، نراقی، صاحب جواهر و ... (جهانبزرگی، قبسات ۵). در عصر حاضر، زمینه آن فراهم شد و امام خمینی(ره) به تشکیل حکومت اقدام کرد؛ در حالی که اهل سنت، تشکیل حکومت را موضوعی فقهی و واجب میدانند (محمد ممدوح، ۱۹۸۸، ص ۵۳).
دوم: مفهوم طاغوت در اصطلاح دینی، به معنای طغیان و تجاوز از حد است (راغب اصفهانی، ۱۴۰۴: ۵۰) و بر شیطان، کاهنان، و پیشوایان ضلالت و گمراهی اطلاق میشود (ابن منظور، ۱۴۰۵: ج ۱۵، ص ۹). همچنین طاغوت به هر چیزی گفته میشود که مورد پرستش قرار گیرد، در حالی که معبود حقیقی نباشد؛ یا هر چیزی که بنده را از عبادت حق سبحانه و تعالی باز دارد.
برخی نیز طاغوت را بر کاهن، اصنام، یا کسی که مانع عبادت خداوند تعالی باشد، و نیز بر رئیس و بزرگ اهل ضلال اطلاق کردهاند (بهایی، ۱۳۸۴: ۱۵۵).
طاغوت در قرآن، به معنای حاکم و حکومتهای ستمگر است (بقره / ۲۵۶) و اجتناب از طاغوت، وظیفه تمام انبیا بوده است (نحل / ۳۶). طاغوت در روایات نیز به معنای هر متجاوزی است که از حد الهی فراتر رود و هر اطاعتشوندهای غیر از حاکمان الهی باشد. از این رو، در روایات، بر دشمنان ائمه اطهار(ع)، یعنی حاکمان ستمگر، طاغوت اطلاق شده است (مجلسی، ۱۹۸۳: ج ۲۴، ص ۸۲).
بنابراین، طاغوت کسی است که از حد خود خارج شده، به مرز الوهیت تجاوز کرده، و قصد دعوت مردم به سوی خویش را دارد. واژه طاغوت بر پرچمهای منحرف از مسیر اهل بیت(ع) و غاصبان حق آنان اطلاق شده است؛ مانند:
«وَ مَنْ رَفَعَ رَایَةَ ضَلَالَةٍ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ» (کلینی، ۱۳۶۹: ج ۸، ص ۲۹۷).
طاغوت در روایات شیعه، بر حاکمانی اطلاق شده است که در برابر اهل بیت(ع) و حاکمیت عدل قرار دارند؛ مانند:
﴿مَنْ تَحَاکَمَ إِلَیْهِمْ فِی حَقٍّ أَوْ بَاطِلٍ فَإِنَّمَا تَحَاکَمَ إِلَی طَاغُوتٍ وَ مَا یَحْکُمُ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقُّهُ ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَهُ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحَاکَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ﴾
(نساء / ۶۰؛ حر عاملی، ۱۴۱۴: ج ۲۷، ص ۱۳)
همچنین در روایتی آمده است:
«کُلُّ حَاکِمٍ یَحْکُمُ بِغَیْرِ قَوْلِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَهُوَ طَاغُوتٌ وَ قَرَأَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَی یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَ یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِیدًا ثُمَّ قَالَ قَدْ وَاللَّهِ فَعَلُوا تَحَاکَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَ أَضَلَّهُمُ الشَّیْطَانُ ضَلَالًا بَعِیدًا فَلَمْ یَنْجُ مِنْ هَذِهِ الْآیَةِ إِلَّا نَحْنُ وَ شِیعَتُنَا وَ قَدْ هَلَکَ غَیْرُهُمْ فَمَنْ لَمْ یَعْرِفْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ»
(قاضی نعمان مغربی، ۱۳۸۳: ج ۲، ص ۵۳۰)
علامه مجلسی نیز حاکمانی را که قاتل امامان معصوم(ع) هستند، از مصادیق طاغوت معرفی کرده است (مجلسی، ۱۹۸۳: ج ۲۵، ص ۱۱۸).
سوم: معیارهای حکومت مشروع در قرآن و روایات بیان شده است و همه حکومتهایی که به دور از ملاکهای دینی و ارزشهای الهی بنیان نهاده شوند، حکومت طاغوتی معرفی میشوند.
بر این اساس، نظامهای سیاسی و اجتماعی به دو نوع تقسیم میشوند:
الف) نظامهایی که دارای ارزشها و معیارهای مثبت حاکمیت اسلامی و مأذون از خدای حکیماند.
ب) نظامهایی که فاقد ارزش دینی و اسلامیاند و ضد ارزش تلقی میشوند. این نظامها در قرآن به عنوان نظام طاغوتی معرفی شدهاند.
بر این اساس، دعوت نیز بر دو گونه است:
دعوت به حق: دعوتی است که مردم را به سوی خدای متعال و زمامداری اهل بیت(ع) فرا بخواند. از این رو، دعوت برای از میان بردن باطل، در هم شکستن شوکت آن، اقامه حق و حقیقت، و واگذاردن آن به اهلش، قطعاً مورد تأیید معصومان(ع) است؛ مانند قیام زید بن علی.
دعوت باطل: دعوتی است که برای مطرح کردن خودِ شخص صورت میگیرد و جلوداران آن، مخاطبان را به خود دعوت میکنند. قطعاً این روایات شامل این نوع دعوت میشود؛ مانند کودتاها.
مؤید این تقسیم و تبیین، روایت امام صادق(ع) در تأیید قیام زید است (کلینی، ۱۳۶۹: ج ۸، ص ۲۶۴)؛ بدین معنا که امام(ع) قیام زید و مانند او را که داعی به حق هستند، تأیید میکند و قیام اشخاصی چون محمد بن عبدالله (ابیالفرج اصفهانی، ۱۳۸۷: ص ۱۵۷ـ۱۶۵) را که مردم را به خود فرامیخوانند، محکوم میسازد.
از دیگر مؤیدهای این حقیقت، فرمایش امام محمد باقر(ع) است که قید ضلالت را درباره این نوع حرکتها، دعوتها و پرچمها به کار برده است:
«مَنْ رَفَعَ رَایَةَ ضَلَالَةٍ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ» (کلینی، ۱۳۶۹: ج ۸، ص ۲۹۶).
همچنین روایتی که کشتههای برخی قیامهای پیش از ظهور را شهدا مینامد (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۷۳)، به نوعی تأیید کامل این قیامهاست.
قرآن، همواره انسانهای آزاده را به مبارزه با ظلم و طاغوت فرامیخواند؛ مانند آیه دستور به اجتناب از طاغوت (نحل / ۳۶) و دستور خداوند به موسی برای دعوت فرعون (طه / ۲۴).
سراسر احادیث علوی و حسینی، مملو از مبارزه با ظلم و طاغوت است. تمام تاریخ سرخ شیعه، آکنده از مبارزه با ظلم و ستم علیه حکومتهای ظالم و ستمگر است. سرتاسر زندگی رسول خدا؟ص؟، حرکت سیاسی علیه ظلم و ستم است. زندگی امام علی(ع) سراسر مبارزه سیاسی است. زندگی امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، حضرت زینب(س) و حضرت ابوالفضل(ع)، و همه امامان، در همین مسیر بوده است و همواره انسانهای صالح و پیرو مکتب حسین(ع) بر سر دار بودهاند. در این خصوص، مطالعه کتاب شهدای راه فضیلت نوشته علامه امینی، روشنگر راه است.
اگر این دیدگاه را نپذیریم و در سیاست دخالت نکنیم، پس چه کسی باید برای سرنوشت مسلمانان برنامهریزی کند؟ آیا اسلام سلطه کفار را در عصر غیبت پذیرفته است؟ آیا اسلام برای زندگی اجتماعی و مصالح عمومی مسلمانان برنامهای ندارد؟ آیا حکومت اشرار و غیرعادلان و بیتوجهان به مسائل دینی، که دارای شرایط طاغوت و مخالف قرآن و اهلبیت(ع) هستند، بر روی زمین بهتر از حکومت فقهای عادل و دارای شرایط مورد نظر امامان معصوم(ع) است؟
در نتیجه، باید با نگاهی کلان، قرآن کریم، همه ابواب دین، و سیره معصومان را معیار قرار دهیم. اقدامهای رسول خدا در تشکیل حکومت، معاهدات سیاسی، اعزام کاروانهای نظامی، و تلاشهای امامان معصوم برای تشکیل حکومت و اجرای همه ابواب دین، دوره حکومت امام علی، حکومت ششماهه امام حسن(ع)، مبارزه تاریخساز امام حسین برای سرنگونی حکومت طاغوت، و نیز رفتارهای امامان شیعه و اندیشههای رهبران بیدار اسلامی را در کنار هم قرار دهیم و با تحلیلی عمیق و عقلانی، به نظریهپردازی در دین اقدام کنیم؛ وگرنه ایمان به بخشی از دین و ترک بخشی دیگر، جایز نبوده و به پیدایش فرقههای جدید خواهد انجامید.
بر این اساس، سراسر تاریخ تشیع به رنگ سرخ درخشیده است و غالب عالمان شیعه درصدد مبارزه با طاغوتیان عصر خود بودهاند و مکتب تشیع، شهدای بزرگی را در راه این هدف مقدس تقدیم کرده است.
فقهای شیعه که صدها سال درصدد تشکیل حکومت و اجرای همه بخشهای دین در جامعه بودند، پس از رنسانس و حرکتهای دینگریزانه در غرب و نیز اقدامات ضددینی حکومت پهلوی، با تلاشهای بیدارگرایانه عالمان و مبلغان، زمینه انقلاب اسلامی را فراهم کردند و هشدارها و اعتراضات بهموقع حضرت امام خمینی(ره) برای مبارزه با طاغوت، با حمایت اندیشمندان و پشتیبانی مردم مسلمان ایران، به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید.
یکی از شعارهای امام خمینی(ره)، مبارزه با ظلم و طاغوت، بهویژه یاری مظلومان فلسطین و مخالفت با اسرائیل بود. از اینرو، نخستین مخالفان انقلاب اسلامی و حامیان حاکمان پهلوی، آمریکا و اسرائیل بودند که در طول نیمقرن گذشته، انواع دشمنیها را در عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی علیه جمهوری اسلامی به کار گرفتند.
آخرین جنایت آمریکا و اسرائیل، حمله نظامی به ایران در ۲۳ خرداد و ۹ اسفند ۱۴۰۴ بود که در آن، جنایتی عظیم رخ داد و چهره نامدار شیعی، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(قدس سره)، رهبر انقلاب اسلامی، در تاریخ نهم اسفند بهدست شقیترین دشمنان عصر حاضر در خون غلطید و به رهبران معصوم خود ملحق شد.
دکتر سید ضیاءالدین علیانسب، استاد گروه معارف اسلامی دانشگاه حضرت معصومه
منابع
ـ قرآن کریم.
ـ ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۰۵)، لسان العرب، قم: ادب حوزه.
ـ ابی الفرج اصفهانی (۱۳۸۷)، حلیةالاولیاء و طبقات الأصفیاء، بیروت: محمد امین خانجی.
ـ بهایی، محمد بن حسین (۱۳۸۲)، الاربعین، قم: نوید اسلام.
ـ حر عاملی، محمد بن حسن (۱۴۱۴)، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم: موسسه آل البیت(ع).
ـ راغب اصفهانی، حسین بن محمد (بیتا)، المفردات فی غریب القرآن، بیجا: دفتر نشر الکتاب.
ـ قاضی نعمان مغربی (۱۳۸۳)، دعائم الاسلام، قاهره: دارالمعارف.
ـ کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۶۹)، الکافی، تهران: دارالکتب اسلامیه.
ـ مجلسی، محمد باقر (۱۹۸۳)، بحار الأنوار، بیروت: مؤسسه الوفاء.
ـ ممدوح العربی، محمد (۱۹۸۸) دولة الرسول فی المدینة، مصر: هیئة المصریة العامة للکتاب.
ـ نعمانی، محمد بن ابراهیم (۱۳۷۹)، الغیبة، تهران: مکتبة الصدوق.










نظر شما